اسکیزوفرنی و خواب؛ رابطه بیخوابی با علائم روانپریشی و راههای بهبود خواب

اسکیزوفرنی و خواب؛ رابطه بیخوابی با علائم روانپریشی و راههای بهبود خواب
نویسنده: رسول حمیدی چولابی | بازبین علمی: دکتر امید امانی
آخرین بازبینی علمی: مهر ۱۴۰۵
- اسکیزوفرنی چیست و چرا خواب در آن اهمیت پیدا میکند؟
- چه نوع مشکلات خوابی در اسکیزوفرنی شایعترند؟
- چرا ممکن است فرد مبتلا به اسکیزوفرنی شبها خوابش نبرد؟
- آیا تغییر خواب میتواند هشدار بازگشت علائم باشد؟
- خواب چگونه میتواند بر علائم روانپریشی اثر بگذارد؟
- داروهای ضدروانپریشی چه اثری بر خواب دارند؟
- آیا داروهای خوابآور راهحل مناسبی هستند؟
- آیا CBT-I برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی قابل استفاده است؟
- چرا ساعت بیولوژیک در اسکیزوفرنی اهمیت دارد؟
- آپنه خواب؛ مشکلی که ممکن است پشت خستگی پنهان شود
- آیا بیخوابی میتواند باعث بدتر شدن پارانویا شود؟
- اگر فرد شبها بیدار است و روزها میخوابد، چه کنیم؟
- آیا باید ساعت خواب را هر شب ثبت کرد؟
- خانواده چه نقشی دارند؟
- چه زمانی تغییر خواب نیازمند تماس سریع با تیم درمان است؟
- حرف آخر؛ خواب در اسکیزوفرنی یک موضوع فرعی نیست
وقتی درباره اسکیزوفرنی صحبت میکنیم، معمولاً توجه ما خیلی سریع به علائمی مانند هذیان، توهم یا آشفتگی فکر میرود و خواب در حاشیه قرار میگیرد؛ انگار خواب فقط یکی از مشکلات جانبی بیماری است که اگر علائم اصلی کنترل شوند، خودش هم درست خواهد شد. اما برای بسیاری از افراد این تصویر کامل نیست. گاهی تغییر خواب از نخستین چیزهایی است که فرد یا خانواده متوجه آن میشوند؛ ساعت خواب و بیداری بههم میریزد، فرد تا صبح بیدار میماند، در طول روز میخوابد یا با وجود اینکه مدت زیادی در تخت است، خوابش سطحی و ناپیوسته میشود.
در برخی افراد، این تغییرات همزمان با بدتر شدن علائم روانپریشی دیده میشوند و در برخی دیگر، خودِ اختلال خواب به خستگی، مشکل تمرکز و فشار روانی بیشتر منجر میشود. مرورهای پژوهشی نشان میدهند مشکلات خواب در اختلالات طیف روانپریشی بسیار شایعاند و فقط پیامد بیماری نیستند؛ خواب میتواند یکی از حلقههای قابلتوجه در چرخهای باشد که وضعیت روانی و عملکرد روزانه فرد را در طول زمان تحت تأثیر قرار میدهد. (مرور چتری ۲۰۲۵)
اسکیزوفرنی چیست و چرا خواب در آن اهمیت پیدا میکند؟
اسکیزوفرنی یک اختلال روانپزشکی جدی است که میتواند بر ادراک، تفکر، هیجان، رفتار و نحوه ارتباط فرد با محیط اثر بگذارد. علائم آن در همه افراد یکسان نیست و شدت و شکل آنها نیز میتواند در طول زمان تغییر کند. برای همین، وقتی درباره خواب در اسکیزوفرنی حرف میزنیم، نباید تصور کنیم همه افراد یک الگوی مشخص دارند؛ یک نفر ممکن است بیشتر با بیخوابی درگیر باشد، فرد دیگری خواب طولانیتری داشته باشد و فرد دیگری چرخه خواب و بیداری بسیار نامنظمی را تجربه کند.
یک فراتحلیل در مراحل مختلف روانپریشی نشان داد که شیوع کلی اختلالات خواب در نمونههای در معرض خطر، روانپریشی اولیه و روانپریشی مزمن حدود ۵۰ درصد بوده و بیخوابی بهعنوان مشکل اصلی خواب در حدود ۳۴ درصد موارد گزارش شده است. این مطالعه همچنین نشان داد کیفیت خواب در این گروهها در مقایسه با افراد سالم پایینتر است و تغییرات مختلفی در معماری خواب دیده میشود. (مرور نظاممند و فراتحلیل)
مرور چتری سال ۲۰۲۵ نیز با جمعبندی ۲۰ مرور نظاممند و متاآنالیز نشان داد اختلالات خواب در اسکیزوفرنی با مشکلات شناختی، علائم روانپزشکی بیشتر و کیفیت زندگی پایینتر ارتباط دارند. این نتایج بهتنهایی ثابت نمیکنند که خواب بد همیشه علت این پیامدهاست، اما بهاندازهای شواهد وجود دارد که خواب را به یک هدف مهم در مراقبت از این افراد تبدیل کنیم. (مرور چتری)
چه نوع مشکلات خوابی در اسکیزوفرنی شایعترند؟
وقتی مردم از «مشکل خواب» حرف میزنند، معمولاً منظورشان بیخوابی است، اما در اسکیزوفرنی تصویر وسیعتر است. ممکن است فرد دیر به خواب برود، در طول شب مرتب بیدار شود یا صبح خیلی زود بیدار شود و نتواند دوباره بخوابد. در کنار این الگو، خواب بیش از حد، چرتهای طولانی در روز و مهمتر از همه بینظمی شدید در چرخه خواب و بیداری نیز میتوانند وجود داشته باشند.
ممکن است فرد بهجای داشتن یک دوره اصلی خواب در شب، بخشهایی از خواب را در ساعات مختلف شبانهروز تجربه کند. این بینظمی لزوماً فقط نتیجه یک برنامه روزانه نامنظم نیست؛ ترکیبی از علائم بیماری، داروها، فعالیت روزانه، نور محیط و تغییرات ریتم شبانهروزی میتواند در شکلگیری آن نقش داشته باشد.
در یک متاآنالیز شامل ۲۳ مطالعه اپیدمیولوژیک، شیوع تجمعی خواب بیکیفیت در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی حدود ۶۳.۴ درصد برآورد شد و در مطالعات مورد-شاهدی، افراد مبتلا حدود ۴.۵ برابر بیشتر از گروههای سالم در معرض خواب بیکیفیت بودند. این اعداد میان مطالعات متفاوتاند و نباید آنها را بهعنوان درصد ثابت همه جوامع در نظر گرفت، اما پیام اصلی روشن است: مشکل خواب در اسکیزوفرنی آنقدر شایع است که باید فعالانه درباره آن سؤال شود. (مرور نظاممند و فراتحلیل)
اختلال خواب فقط در اسکیزوفرنی مزمن دیده نمیشود. مرورهای جدید نشان میدهند تغییرات خواب میتوانند در مراحل اولیه روانپریشی و حتی در افراد در معرض خطر بالینی نیز دیده شوند؛ بنابراین خواب میتواند از مراحل مختلف مسیر بیماری موضوع ارزیابی باشد. (مرور نظاممند ۲۰۲۵)
چرا ممکن است فرد مبتلا به اسکیزوفرنی شبها خوابش نبرد؟
یکی از علتها میتواند خودِ علائم روانپریشی باشد. اگر فرد در ساعات شب احساس کند کسی در خانه حضور دارد، صداهایی بشنود، نسبت به محیط احساس خطر کند یا افکار تهدیدکننده داشته باشد، طبیعی است که دراز کشیدن در اتاق تاریک بهسادگی با خواب همراه نشود. در چنین شرایطی، گفتن «فقط بخواب» کمکی نمیکند، چون سیستم عصبی فرد ممکن است از دید خودش هنوز نیازمند هوشیاری و مراقبت باشد.
در عین حال، رابطه فقط از روانپریشی به خواب نیست. مرورهای پژوهشی جدید نشان میدهند که اختلال خواب با برخی تجربههای روانپریشانه، از جمله بدگمانی و پارانویا، ارتباط دارد. یک مرور نظاممند و متاآنالیز در سال ۲۰۲۴ که ۴۵ مطالعه را بررسی کرد، رابطهای کوچک تا متوسط میان اختلال خواب و پارانویا یافت و شواهدی ارائه داد که در برخی مسیرها، اختلال خواب میتواند به افزایش این تجربهها کمک کند؛ البته رابطه میتواند دوطرفه باشد و هیجان منفی نیز در این میان نقش داشته باشد. (مرور نظاممند و فراتحلیل)
آیا تغییر خواب میتواند هشدار بازگشت علائم باشد؟
گاهی بله، و این یکی از مهمترین دلایلی است که خواب در اسکیزوفرنی ارزش پایش دارد. در پژوهشهای مربوط به روانپریشی، تغییرات خواب در بعضی افراد پیش از تشدید علائم دیده شدهاند؛ برای مثال، کاهش خواب، بههمریختن زمانبندی خواب و بیداری یا بیدار ماندنهای غیرمعمول ممکن است با شروع یا عود دورهای از علائم روانپریشی همزمان باشد. مرورهای جدید نیز نشان میدهند اختلالات خواب میتوانند در مراحل اولیه بیماری و پیش از شکلگیری کامل روانپریشی ظاهر شوند. (فراتحلیل مراحل مختلف روانپریشی)
اما اینجا یک احتیاط مهم لازم است: هر تغییر خواب به معنی عود اسکیزوفرنی نیست. یک شب بیخوابی، دیر خوابیدن، تغییر برنامه کاری یا چند روز استرس نمیتواند بهتنهایی چنین نتیجهای ایجاد کند. چیزی که ارزش توجه بیشتری دارد، تغییر واضح و پایدار نسبت به الگوی معمول فرد است، بهخصوص اگر همزمان تغییراتی در خلق، رفتار، افکار، تحریکپذیری، بدگمانی، توهم یا سایر علائم قبلی دیده شود.
خواب چگونه میتواند بر علائم روانپریشی اثر بگذارد؟
مغز در خواب صرفاً خاموش نمیشود. خواب با تنظیم هیجان، توجه، حافظه و دیگر عملکردهای عصبی ارتباط دارد و وقتی مختل میشود، ممکن است فرد از نظر شناختی و هیجانی آسیبپذیرتر شود. در فردی که از قبل درگیر علائم روانپریشی است، این تغییر میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند؛ کاهش خواب ممکن است تمرکز را دشوارتر کند، تحمل فشار را پایین بیاورد و تجربه برخی افکار یا احساسات ناخوشایند را تشدید کند.
مرورهای جدید نشان میدهند اختلالات خواب در اسکیزوفرنی با علائم روانپریشی و پیامدهای عملکردی ارتباط دارند، اما این یافته به معنای آن نیست که «اگر خواب درست شود، اسکیزوفرنی از بین میرود». آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که خواب یکی از عوامل قابلتوجه در این شبکه پیچیده است و ارزش دارد که جداگانه ارزیابی و در صورت وجود مشکل، درمان شود. (مرور چتری ۲۰۲۵)
داروهای ضدروانپریشی چه اثری بر خواب دارند؟
داروهای ضدروانپریشی بخش مهمی از درمان اسکیزوفرنی هستند، اما همه آنها اثر یکسانی بر خواب ندارند. برخی داروها میتوانند خوابآلودگی بیشتری ایجاد کنند، در حالی که بعضی دیگر با شکایتهای بیشتر از بیخوابی یا خواب بیکیفیت همراه بودهاند. در یک مطالعه ملی در فنلاند روی ۵۴۶۶ فرد مبتلا به اسکیزوفرنی، تفاوتهایی میان چند داروی ضدروانپریشی از نظر مدت خواب، بیخوابی و کیفیت خواب مشاهده شد؛ این یافتهها رابطههای مشاهدهشده در دادههای جمعیتی هستند و نباید به معنای یک اثر قطعی یا یکسان برای هر فرد تفسیر شوند. (مطالعه جمعیتی ۲۰۲۴)
این موضوع گاهی خانواده یا خود فرد را وسوسه میکند که اگر دارو باعث خوابآلودگی صبحگاهی شده است، ساعت مصرف را تغییر دهند یا دوز را کم کنند. چنین کاری میتواند خطرناک باشد. اگر دارویی شما را بیش از حد خوابآلود میکند یا برعکس، احساس میکنید بعد از شروع آن خوابتان خراب شده است، این اطلاعات برای پزشک مهم است؛ پزشک ممکن است در صورت مناسب بودن، زمان مصرف، مقدار دارو یا گزینه درمانی را بازبینی کند، اما این تصمیم باید با توجه به وضعیت روانپزشکی و جسمی فرد گرفته شود.
داروی ضدروانپریشی را برای بهتر شدن خواب بهطور خودسرانه کم، زیاد یا قطع نکنید. خوابآلودگی روزانه یا بدتر شدن خواب میتواند یک عارضه قابلگزارش باشد، اما تغییر درمان باید زیر نظر پزشک انجام شود.
آیا داروهای خوابآور راهحل مناسبی هستند؟
گاهی در شرایط خاص، پزشک ممکن است از داروهای خوابآور یا داروهایی با اثر آرامبخش استفاده کند؛ بهخصوص زمانی که بیخوابی شدید است و فرد همزمان بسیار آشفته یا بیمار است. اما این به آن معنا نیست که هر فردی که اسکیزوفرنی دارد و خوابش بد است باید قرص خواب مصرف کند. داروهای آرامبخش ممکن است خوابآلودگی روزانه ایجاد کنند، با داروهای دیگر تداخل داشته باشند و در برخی شرایط مشکلات دیگری ایجاد کنند.
به همین دلیل، بهتر است ابتدا روشن شود که مشکل دقیقاً چیست. اگر فرد به دلیل توهم یا افکار تهدیدکننده نمیخوابد، کنترل بهتر علائم روانپریشی بخش مهمی از راهحل است. اگر خواب به دلیل برنامه نامنظم روزانه بههم ریخته است، تنظیم ریتم شبانهروزی اهمیت پیدا میکند؛ و اگر فرد بهرغم کنترل مناسب علائم، ساعتها در تخت بیدار میماند و الگوی بیخوابی مزمن دارد، درمان اختصاصی بیخوابی میتواند مطرح شود.
آیا CBT-I برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی قابل استفاده است؟
درمان شناختیرفتاری بیخوابی (CBT-I) سالهاست که یکی از درمانهای اصلی بیخوابی مزمن در بزرگسالان است. راهنمای آکادمی پزشکی خواب آمریکا استفاده از CBT چندجزئی برای بیخوابی مزمن بزرگسالان را بهطور قوی توصیه میکند، اما وقتی صحبت از اسکیزوفرنی است، باید شواهد اختصاصی این جمعیت را جداگانه در نظر گرفت. (راهنمای بالینی AASM)
یک مرور نظاممند و فراتحلیل در سال ۲۰۲۵ که کارآزماییهای تصادفی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و بیخوابی را بررسی کرد، فقط سه مطالعه با مجموع ۱۳۷ شرکتکننده پیدا کرد. CBT-I نسبت به درمان معمول، کاهش بیشتری در شدت بیخوابی ایجاد کرد و اندازه اثر بزرگ بود، اما قطعیت شواهد پایین ارزیابی شد؛ درباره اثر بر علائم کلی اسکیزوفرنی نیز نتیجه روشن نبود. (مرور نظاممند و فراتحلیل ۲۰۲۵)
یافتههای یک کارآزمایی پایلوت قدیمیتر نیز نشان داده بود که مداخله شناختیرفتاری برای خواب در افرادی با هذیان یا توهم پایدار و بیخوابی، میتواند بهبود قابلتوجهی در بیخوابی ایجاد کند؛ با این حال، اثر بر هذیان و توهم در آن مطالعه قطعی نبود و خود پژوهشگران بر نیاز به مطالعات بزرگتر تأکید کردند. (کارآزمایی پایلوت BEST)
بنابراین اگر فردی مبتلا به اسکیزوفرنی بیخوابی مزمن دارد، CBT-I میتواند موضوعی قابلبررسی باشد، اما اجرای آن باید با شدت علائم، ثبات وضعیت روانپزشکی، داروها و توانایی فرد برای مشارکت در درمان هماهنگ شود. در دورههای حاد و بیثباتی شدید، اولویتهای درمانی ممکن است متفاوت باشند.
چرا ساعت بیولوژیک در اسکیزوفرنی اهمیت دارد؟
برای بعضی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، مشکل اصلی این نیست که «اصلاً خواب ندارند»، بلکه این است که ساعت خواب و بیداری دیگر با یک الگوی قابلپیشبینی جلو نمیرود. ممکن است فرد شب بیدار باشد و صبح بخوابد، بعدازظهر دوباره چرت بزند و روز بعد زمان متفاوتی برای خواب داشته باشد. وقتی این الگو تکرار میشود، تفاوت میان روز و شب برای ساعت زیستی کمتر منظم میشود.
خواب فقط به مدت زمان آن محدود نیست؛ زمانبندی، کارایی خواب، بیداریهای شبانه و مقدار زمانی که فرد در تخت میگذراند نیز اهمیت دارند. مرور و متاآنالیز اکتیگرافی در اختلالات طیف اسکیزوفرنی نشان داده است که برخی تفاوتها در زمان خواب، زمان ماندن در تخت و تأخیر شروع خواب وجود دارند و دارو، سن و جنسیت میتوانند بخشی از ناهمگونی میان مطالعات را توضیح دهند. (مرور نظاممند و متاآنالیز اکتیگرافی)
نور، فعالیت، زمان غذا خوردن و زمان بیدار شدن همگی در تنظیم ریتم شبانهروزی نقش دارند. دریافت نور طبیعی در روز و کاهش نور شدید در ساعات پایانی شب میتواند به منظمتر شدن الگوی روز و شب کمک کند. در برخی شرایط، پزشک ممکن است مداخلاتی مانند ملاتونین یا نوردرمانی را نیز در نظر بگیرد، اما زمان استفاده از این روشها مهم است و نباید بهصورت خودسرانه شروع شوند.
آپنه خواب؛ مشکلی که ممکن است پشت خستگی پنهان شود
گاهی فرد مبتلا به اسکیزوفرنی میگوید «تمام شب خوابیدهام ولی صبح باز هم خستهام». در این وضعیت، یکی از چیزهایی که باید به آن فکر کرد آپنه انسدادی خواب (Obstructive Sleep Apnea) است. خرخر شدید، وقفههای تنفسی، احساس خفگی در خواب و خوابآلودگی روزانه میتوانند نشانههایی از این اختلال باشند.
یک مرور نظاممند و فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۶ که ۴۷ مقاله را بررسی کرد، شیوع تجمعی آپنه انسدادی خواب را در نمونههای مبتلا به اختلالات شدید روانی ۴۱.۲ درصد و در زیرگروه مبتلا به اسکیزوفرنی ۳۸.۳ درصد برآورد کرد. با این حال، نویسندگان تأکید کردند که برآورد کلی بهشدت تحت تأثیر نمونههای بالینی و مراکز ارجاع خواب بوده است؛ بنابراین این عدد را نباید درصد دقیق همه افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در جامعه دانست. (مرور نظاممند و فراتحلیل ۲۰۲۶)
اگر فردی با وجود فرصت کافی برای خواب همچنان خسته است، خرخر شدیدی دارد، صبحها بهسختی بیدار میشود یا خانواده متوجه توقف تنفس او در خواب شدهاند، بهتر است این مسئله با پزشک در میان گذاشته شود. گاهی خستگیای که به خود اسکیزوفرنی یا داروها نسبت داده میشود، بخشی از یک اختلال خواب مستقل است.
خرخر شدید، توقف یا قطعووصل تنفس در خواب، احساس خفگی هنگام بیدار شدن و خوابآلودگی شدید روزانه میتوانند نیاز به بررسی آپنه خواب را مطرح کنند. این علائم را نباید صرفاً به اسکیزوفرنی یا عوارض داروها نسبت داد.
آیا بیخوابی میتواند باعث بدتر شدن پارانویا شود؟
شواهد در این زمینه جالباند. پارانویا را میتوان به زبان ساده نوعی احساس یا باور مداوم درباره تهدید، تحت نظر بودن یا آسیب دیدن از سوی دیگران دانست. مرور نظاممند و متاآنالیز ۲۰۲۴ درباره خواب و پارانویا، رابطهای کوچک تا متوسط میان اختلال خواب و پارانویا پیدا کرد و شواهدی ارائه داد که نشان میدهد در برخی شرایط، اختلال خواب میتواند به افزایش این تجربه کمک کند. (مرور نظاممند و فراتحلیل)
میتوان این وضعیت را به شکل یک چرخه تصور کرد: فرد شب خوب نمیخوابد، روز بعد خستهتر است و ممکن است محیط را تهدیدکنندهتر تجربه کند؛ سپس نگرانی و بدگمانی بیشتر میشود و همین برانگیختگی در شب بعد، خواب را دشوارتر میکند. این مدل هنوز به معنای آن نیست که بیخوابی علت اصلی پارانویاست، اما نشان میدهد خواب یکی از حلقههای قابلتوجه این چرخه است.
اگر فرد شبها بیدار است و روزها میخوابد، چه کنیم؟
اولین گام این نیست که ناگهان فرد را مجبور کنیم تمام شب بیدار بماند تا ساعت بدنش «درست» شود. چنین تغییری میتواند از نظر جسمی و روانی دشوار باشد. بهتر است الگوی فعلی ابتدا شناخته شود و بعد، در صورت ثبات وضعیت فرد، زمان بیدار شدن، نور روز، فعالیت و خوابهای روزانه بهتدریج تنظیم شوند.
داشتن یک زمان بیداری نسبتاً ثابت میتواند به تنظیم ریتم شبانهروزی کمک کند. دریافت نور روز و فعالیت روزانه نیز مهماند، در حالی که چرتهای طولانی و نامنظم در ساعات پایانی روز میتوانند خواب شبانه را دشوارتر کنند. البته در فردی که در دورهای از بیثباتی روانپزشکی قرار دارد، هدف اصلی باید حفظ ثبات و ایمنی باشد و هر تغییر عمده در برنامه خواب بهتر است با تیم درمان هماهنگ شود.
آیا باید ساعت خواب را هر شب ثبت کرد؟
ثبت خواب میتواند ابزار ارزشمندی باشد، بهخصوص زمانی که الگوی خواب نامنظم است و فرد یا خانواده نمیدانند مشکل دقیقاً از کجا شروع میشود. یک دفترچه خواب (Sleep Diary) میتواند زمان رفتن به تخت، زمان تقریبی خواب، بیداریهای شبانه، زمان بیدار شدن، چرت روزانه و بعضی عوامل مهم دیگر را نشان دهد.
ثبت خواب همچنین میتواند برای گفتوگو با پزشک یا متخصص خواب مفید باشد، بهخصوص زمانی که هدف، تشخیص بیخوابی، بینظمی چرخه خواب و بیداری یا بررسی تأثیر چرت و زمان مصرف داروهاست. در صورت نیاز، اکتیگرافی نیز میتواند اطلاعاتی درباره الگوی فعالیت و خواب در طول شبانهروز فراهم کند. (مرور اکتیگرافی)
البته در بیماریهایی مانند اسکیزوفرنی، ثبت خواب نباید به ابزاری برای کنترل افراطی فرد تبدیل شود. هدف پیدا کردن الگوست، نه اینکه شخص هر صبح با وسواس نمره خواب خود را بررسی کند. اگر ثبت خواب باعث اضطراب بیشتر شود، بهتر است شیوه ثبت سادهتر و با کمک تیم درمان تنظیم شود.
خانواده چه نقشی دارند؟
در بسیاری از موارد، خانواده زودتر از خود فرد متوجه تغییر خواب میشود. شاید ببینند کسی که معمولاً شبها میخوابیده، چند شب است تا صبح بیدار میماند؛ یا فردی که معمولاً در طول روز فعال بوده، بیشتر ساعات روز را میخوابد. مهم است که این تغییرات بدون سرزنش و بدون تبدیل کردن خواب به میدان درگیری دیده شوند.
گفتن «باز هم نخوابیدی، چرا اینقدر بینظمی؟» احتمالاً کمکی نمیکند. بهتر است مشاهده به شکلی ساده و غیرقضاوتی با خود فرد و در صورت نیاز با تیم درمان در میان گذاشته شود. خانواده همچنین میتواند در ایجاد یک ریتم روزانه کمککننده باشد؛ زمان بیدار شدن نسبتاً ثابت، نور روز، غذا در زمانهای قابلپیشبینی، فعالیت روزانه و کاهش محرکهای شدید در ساعات پایانی شب میتوانند ساختاری منظمتر ایجاد کنند.
در عین حال، حمایت نباید به کنترل افراطی تبدیل شود. فرد مبتلا به اسکیزوفرنی همچنان نیاز دارد تا حد امکان احساس اختیار و استقلال داشته باشد. هدف خانواده کمک به ایجاد شرایط مناسب است، نه اینکه خواب را به موضوعی برای نظارت دائمی تبدیل کند.
چه زمانی تغییر خواب نیازمند تماس سریع با تیم درمان است؟
اگر فردی که اسکیزوفرنی دارد ناگهان برای چند شب بسیار کمتر از معمول بخوابد، تا صبح بیدار بماند و همزمان رفتار یا گفتارش تغییر کند، بدگمانی یا توهم بیشتر شود، تحریکپذیری شدید پیدا کند یا عملکرد معمولش بهطور محسوسی افت کند، بهتر است این تغییر به تیم درمان گزارش شود. این به معنای آن نیست که هر بیخوابی آغاز عود است؛ بلکه تغییر چشمگیر نسبت به الگوی معمول میتواند اطلاعات بالینی ارزشمندی باشد.
همچنین اگر فرد در خواب رفتارهای خطرناک، خفگی شبانه، وقفه تنفسی، خوابآلودگی شدید روزانه یا سایر علائم غیرعادی دارد، ارزیابی اختلالات خواب اهمیت پیدا میکند. خواب و سلامت روان را نباید در دو اتاق جداگانه قرار داد؛ گاهی درمان یک اختلال خواب همراه میتواند بخشی از مراقبت کلی بیمار باشد.
آنچه بیشتر از یک شب بد خوابیدن اهمیت دارد، تغییر محسوس و پایدار در الگوی همیشگی فرد است؛ بهخصوص زمانی که این تغییر همزمان با تغییرات قابلتوجه در رفتار، افکار یا علائم روانپریشی رخ دهد.
حرف آخر؛ خواب در اسکیزوفرنی یک موضوع فرعی نیست
وقتی نام اسکیزوفرنی میآید، شاید اولین نگرانی ما علائم روانپریشی باشد و خواب را چیزی بدانیم که بعداً میتوان به آن رسید. اما شواهد پژوهشی تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند. مشکلات خواب در این اختلال شایعاند، ممکن است در مراحل مختلف مسیر روانپریشی دیده شوند، با کیفیت زندگی و عملکرد شناختی ارتباط داشته باشند و در بعضی افراد با تغییرات علائم روانپریشی همزمان شوند.
از طرف دیگر، خود بیماری، داروها، اضطراب، بینظمی روزانه و اختلالاتی مانند آپنه خواب نیز میتوانند خواب را خراب کنند. بنابراین وقتی فرد مبتلا به اسکیزوفرنی میگوید «خوابم خراب شده»، بهتر است این جمله را جدی بگیریم؛ نه به این معنا که حتماً عود اتفاق افتاده است، بلکه به این معنا که خواب اطلاعات مهمی درباره وضعیت فرد در اختیار ما میگذارد.
اگر بیخوابی مزمن وجود دارد، میتوان آن را جداگانه ارزیابی کرد و در شرایط مناسب، CBT-I را نیز در نظر گرفت. اگر خواب روز و شب بههم ریخته است، باید به ریتم شبانهروزی توجه کرد؛ اگر خرخر و وقفه تنفسی وجود دارد، احتمال آپنه خواب باید بررسی شود؛ و اگر تغییر خواب همزمان با تغییر علائم روانپریشی رخ داده است، تماس زودتر با تیم درمان اهمیت دارد.
شاید مهمتر از همه این باشد که خواب را به یک موضوع ثانویه و بیاهمیت تقلیل ندهیم. خواب بخشی از مراقبت از کل فرد است؛ با حفظ درمان اصلی، توجه به داروها، بررسی اختلالات خواب همراه و در صورت وجود بیخوابی مزمن، استفاده از درمانهای اختصاصی. هنوز درباره رابطه خواب و اسکیزوفرنی پرسشهای بیپاسخ زیادی وجود دارد، اما شواهد موجود بهاندازه کافی قوی هستند که خواب جایگاه جدیتری در ارزیابی و مراقبت این افراد داشته باشد.
خواب خوب همه علائم اسکیزوفرنی را درمان نمیکند، اما خواب نامناسب را هم نباید نادیده گرفت. بررسی منظم خواب، توجه به تغییرات غیرمعمول، بازبینی عوارض دارویی و شناسایی اختلالات خواب همراه میتوانند بخشی از مراقبت جامع باشند.
پرسشهای متداول
منابع علمی
- Chen MY, Wang YY, Si TL, et al. Poor sleep quality in schizophrenia patients: A systematic review and meta-analyses of epidemiological and case-control studies. Schizophrenia Research. 2024;264:407–415. (لینک)
- Bagautdinova J, Mayeli A, Wilson JD, et al. Sleep Abnormalities in Different Clinical Stages of Psychosis: A Systematic Review and Meta-analysis. JAMA Psychiatry. 2023;80(3):202–210. (لینک)
- Aronica R, Ostinelli EG, Austin C, et al. Digital sleep phenotype and wrist actigraphy in individuals at clinical high risk for psychosis and people with schizophrenia spectrum disorders: a systematic review and meta-analysis. BMJ Mental Health. 2025;28(1):e301337. (لینک)
- Baldini V, Pasquino F, De Ronchi D, et al. Sleep disturbances in individuals with first episode psychosis and clinical high-risk states: A systematic review. Schizophrenia Research. 2025;282:123–132. (لینک)
- Azargoonjahromi A, Bahrampour Z. Sleep disturbances are associated with psychosis in schizophrenia spectrum Disorders: An umbrella review. Sleep Medicine. 2025;134:106690. (لینک)
- Brown P, Reeve S, Hotton M, Steer N, Steel C. Sleep and paranoia: A systematic review and meta-analysis. Clinical Psychology Review. 2024;114:102503. (لینک)
- Furukawa Y, Salahuddin NH, Mao J, Bighelli I, Leucht S. Cognitive behavioral therapy for insomnia in people with schizophrenia: a systematic review and meta-analysis. Journal of Psychiatric Research. 2025;191:535–541. (لینک)
- Cederlöf E, Holm M, Taipale H, et al. Antipsychotic medications and sleep problems in patients with schizophrenia. Schizophrenia Research. 2024;267:230–238. (لینک)
- Freeman D, Waite F, Startup H, et al. Efficacy of cognitive behavioural therapy for sleep improvement in patients with persistent delusions and hallucinations (BEST): a prospective, assessor-blind, randomised controlled pilot trial. The Lancet Psychiatry. 2015;2(11):975–983. (لینک)
- Sommerhoff C, Bort M, De Prisco M, et al. The Prevalence of Obstructive Sleep Apnoea in Schizophrenia, Bipolar Disorder and Major Depressive Disorder: A Systematic Review With Meta-Analysis. Acta Psychiatrica Scandinavica. 2026. (لینک)
- Waite F, Sheaves B, Isham L, Reeve S, Freeman D. Sleep and schizophrenia: From epiphenomenon to treatable causal target. Schizophrenia Research. 2020;221:44–56. (لینک)
- Edinger JD, Arnedt JT, Bertisch SM, et al. Behavioral and psychological treatments for chronic insomnia disorder in adults: An American Academy of Sleep Medicine clinical practice guideline. Journal of Clinical Sleep Medicine. 2021;17(2):255–262. (لینک)
